✿✿✿مهمونی آی مهمونی✿✿✿
بنام خداوند بخشنده مهربان سلام دختر خانوم عسل مسل الهی من قربونت برم، میخواستم بگم بعد از یه مدت طولانی ، یه نهار دسته جمعی با کل فامیل خیلی چسبید. عمو مهدی هم از مکه اومد، 3 شنبه رسید، بابایی از طرف تو یه پلاکارد براش زده بود، خیلی باحال شده بود، خاله مریم هم پلاکارد تو رو زد تو خونه(بقیه پلاکاردا بیرون بود) ، همون شب خاله مریم همه رو دعوت کرد و یه ولیمه کوچولو تو خونه داد. خیلی خوش گذشت، تو هم خیلی دختر خوبی بودی و اصلاً مامانی رو اذیت نکردی فقط یه شیطونی کوچولو کردی که کم کم داشت صدای همه در می اومد... همه سرشون به یه کاری گرم بود و مشغول صحبت و بگو بخند بودند، یه لحظه احساس کردم که خبری از گ...








